|
صدر نیوز ((ایران امروز در شرایط بدر و خیبر است نه شعب ابیطالب.))امام خامنهای مدظلهالعالی
| ||
|
آمریکا و کشورهای غربی و متحدان آنها در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بیهوده تلاش می کنند که جای پایی در منطقه خاور میانه به دست آورند.جنبش بیداری اسلامی و نشانه های آن از این موضوع حکایت می کند که مردم منطقه این گونه برنامه ریزی را برنمی تابند و به آمریکا و غرب به عنوان دشمن نگاه می کنند. آمریکا و کشورهای غربی و متحدان آنها در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بیهوده تلاش می کنند که جای پایی در منطقه خاور میانه به دست آورند. جنبش بیداری اسلامی و نشانه های آن از این موضوع حکایت می کند که مردم منطقه این گونه برنامه ریزی را برنمی تابند و به آمریکا و غرب به عنوان دشمن نگاه می کنند و آنها را مسئول تمامی گرفتاری ها و بحران های جهان اسلام در شرایط کنونی می دانند. واشنگتن و متحدان غربی خود طی دهه گذشته، این موضوع را به خوبی نشان داد که دوست خوبی برای اعراب و مسلمانان نیست و با رفتار و کردار کینه توزانه خود در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین، سوریه، پاکستان، لیبی و یمن، این واقعیت را به خوبی به اثبات رساند و از لحاظ تاریخی نیز این مسئله را ثابت کرد که آمریکا همانند هر کشور دیگر، در فکر تخریب دشمن خود است. در عصر حاضر می توان نشانه ای از این موضوع را در رفتار حکومت آمریکا و دولت های اروپایی در برخوردهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی خبری در مقابل کشورهای منطقه و ملت های آن مشاهده کرد. امت های غیور اسلامی نیز در مقابل نه تنها در برابر زبان زور و پرخاشگری آنها که در شرایط جدید منطقه تلاش دارند از هزاران کیلومتر دورتر، کشورهای خاورمیانه را به استعمار خود درآورند، کوتاه نیامده است، بلکه شعارهای دموکراسی و آزادی خواهی و حقوق بشر غرب را به سخره گرفته است. چرا که به خوبی این موضوع را درک کرده است که این شعارها، چیزی جز ابزار فرهنگی برای تسلط بر مقدرات جهان اسلام و منافع آن نیست. بنابراین ملل آزاده اقدام به اتخاذ موضع مقابله با این راهزنان بین المللی کرده است، به طوری که در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای تحت اشغال، ضربات مهلکی به متجاوزان وارد شده است. در افغانستان و عراق همانطور که گفته شد، آمریکا و غرب ضربات مهلکی را از ناحیه مردم دریافت کرده و عرصه بر آنها تنگ شده است. اگر چه در لیبی ما شاهد نوع جدیدی از استعمار هستیم که آمریکا و غرب تحت عنوان کمک به انقلابیون جای پایی را برای خود در سرزمین «عمرمختار» باز کردند، اما مسلما در آینده آنها نخواهند توانست برای مدت زیادی در آن کشور حضور داشته باشند. اما اکنون و بعد از کشف این حقیقت که در پشت ذهن مریض شیطان بزرگ (آمریکا) و کشورهای هم پیمان غربی آن، چیزی جز اشغالگری وجود ندارد، عزم و تلاش ملت های مؤمن دو چندان شده است. مخالفت دولت و مردم عراق با باقی ماندن نیروهای اشغالگر غربی علی رغم وعده های آمریکا به این کشور، نشانی از بیداری اسلامی و تنفر آنها از اشغالگران است. این تنفر و بیداری اسلامی باعث شده است که «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا پس از دیدار با «نوری مالکی» به ناچار و با صراحت اعلام کند که تا آخر سال میلادی 2011، نیروهای آمریکایی کشور عراق را ترک خواهند کرد. همچنین با وجود برخوردهای دوگانه کاخ سفید با موضوع اشغالگری و امنیت در افغانستان تا زمانی که این نیروها از منطقه خارج نشوند شاهد تلفات در بین آنها خواهیم بود. این موضوع نشان دهنده این است که ملل مسلمان در برابر اشغالگری حساس است و خواستار خروج بدون قید و شرط اشغالگران از کشورهای اسلامی است. عراقی های شجاع، همچنین با اتخاذ یک موضع صریح و شفاف نشان دادند که هرگونه حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی پس از سال 2011 را برنمی تابند. آنها علاوه بر این، تاکنون در مقابل تمامی توطئه هایی که این کشور جهان تشیع را نشانه گرفته است، ایستادگی کرده اند و به قیمت قربانی شدن بسیاری از فرزندان خود، از آب و خاک آن دفاع کرده اند. چرا که مردم این کشور هنوز دیکتاتوری خون و آتش صدام را فراموش نکرده اند که در طول 35 سال حکومت بر عراق چگونه موجب آوارگی صدها هزار نفر و قربانی شدن هزاران نفر دیگر شد. بنابراین حتی با وجود توطئه هایی که در حال شکل گیری است، اجازه نخواهند داد پس از خروج آخرین سربازان اشغالگر آمریکایی، کشورشان به منطقه ای ناامن تبدیل شود. بیداری اسلامی و نیرنگ غرب در زمینه موضوعات سیاسی، همانند سایر زمینه ها، ما احتیاج به آوردن حقایقی داریم که حرف خود را به اثبات برسانیم. اما مسلم است نزاعی که در حال شکل گیری بین دو طرف است اکنون به شکل های مختلف خود را نشان می دهد. در این باره می بینیم که در یک طرف قضیه، کشوری با ادعای رهبری جهان پا به عرصه گذاشته است و برای پیشبرد اهداف خود از به کارگیری هیچ ابزاری کوتاهی نمی کند تا به وسیله آن سلطه خود را برقرار کند. در طرف دیگر، اعتقاد به رهبری جهان به وسیله اسلامگرایان وجود دارد و تلاش بر گسترش روابط مودت آمیز بین انسان ها است. این شاید مثال روشنی از روابط جهان استکبار با سایر کشورهای ضعیف باشد که آمریکا و غرب پس از تحمل شکست های خفت بار در خاورمیانه و جهان اسلام، با استفاده از وضعیت پیش آمده ناشی از رهایی آنها از دست دیکتاتورهای زمان، به انواع گوناگون می خواهند، همچنان هیمنه خود را برقرار کنند. آمریکا و صهیونیست ها، در کنار دوستان غربی خود، هر از چند گاه با تمرکز بر روی یکی از کشورهای مسلمان، اهداف از پیش تعیین شده خود را با استفاده از مزدوران داخلی و برتری رسانه ای پیش می برند که در این میان می توان به کشورهایی نظیر ایران و سوریه اشاره کرد که چگونه در معرض شدیدترین فشارها و توطئه ها قرار گرفته اند. این قضیه سر درازی دارد و جامعه بشری از آن هنوز رهایی نیافته است و مانند نبرد خیر و شر ادامه خواهد داشت. هر چند که جز مقاومت در مقابل شیطان بزرگ و افشا کردن توطئه های آن راه دیگری وجود ندارد. اما انتقال تجارب در زمینه افشای نقشه های دشمن به کشورهای دوست، هم مرز و دارای جغرافیای مشابه می تواند، راه حل مناسبی برای مقابله باشد. در این راستا، رهبران دینی کشورهای در حال انقلاب می توانند نقش بسزایی در ایجاد استقرار و امنیت آنها داشته باشند و با نقش بر آب کردن توطئه هایی نظیر فتنه های مذهبی از چند پاره شدن جامعه خود جلوگیری به عمل آورند. ما باید به این موضوع ایمان داشته باشیم که انقلاب های مردمی و بیداری اسلامی هنوز در عنفوان جوانی خود قرار دارند و برخلاف گمان برخی، در جهت مصالح نظام سرمایه داری سیر نمی کنند. غارتگران بین المللی و در رأس آنها آمریکا به غلط تصور می کنند که دخالت های نظامی و به راه انداختن جنگ در لیبی و پیش از آن در افغانستان، عراق، یمن و پاکستان، امکانات و فرصت های مناسبی را برای آنها فراهم آورده است، تا کشورهایی مانند ایران و سوریه را تحت فشار قرار داده و آنها را بترسانند. اما آنچه که واقعیت نشان می دهد خط بطلانی بر تصورات و خیالات واهی آمریکا و اروپا است و نشان می دهد که شکست و ناکامی تنها چیزی است که تاکنون عاید آنها شده است. برای اثبات ادعای خود می توان به این موضوع اشاره کرد که با وجودی که آمریکا و هم پیمانان آن در ناتو در لیبی مداخله نظامی کرده و در بوق کرنا دمیدند که ما بودیم که انقلابیون را پیروز کردیم، اما در مقابل دولت لیبی به صراحت اعلام می کند دولتی بر مبنای تعالیم اسلامی شکل خواهد گرفت و بیشتر از هر زمان دیگر بر هویت اسلامی خود تاکید می کند. این پیام روشنی برای غرب و صهیونیست ها است و نشان می دهد که همه تلاش های آنها به باد فنا رفته است و خیال آنها برای تاراج ثروت ملی یک کشور اسلامی پس از سرنگون شدن یکی از دیکتاتورهای جبار، خیالی باطل است. می توان با تاکید و بدون مبالغه گفت که بازی آمریکایی- صهیونیستی با سرشکستگی به پایان رسیده است و سیر کلی مسائل جهان نشان داد که برنده اصلی، ملت های اسلامی هستند و اکنون نتیجه فداکاری فرزندان خود در لیبی، فلسطین، لبنان، افغانستان، یمن، بحرین، اردن و عربستان و هر جایی که متجاوزان و مزدوران آنها تعرض کرده اند را می بیند، که چگونه تلاش کاخ سفید، اروپا، اسرائیل و سازمان های در خدمت استکبار جهانی بیهوده است. در این راستا است که می بینیم و تعجبی هم ندارد که غربی ها با استفاده از روش های نخ نما شده احساسات 5/1 میلیارد مسلمان را با چاپ و نشر کاریکاتورهایی مورد تعرض قرار می دهند. در حالی که در آن طرف قضیه، شاهد گرفتار شدن نظام امپریالیستی رباخوار در چنبره ای از مشکلات هستیم، امروز آمریکا و اروپا، به دلیل آنچه که قیام بر ضد سرمایه داری نامیده شده است گرفتار شده اند. اما گذشته از آن، باید به نقش جنایتکارانه رژیم حاکم در ایالات متحده آمریکا در آتش افروزی و به راه انداختن فتنه های داخلی در جهان اسلام اشاره کرد و در کنار آن تهدید به استفاده از سلاح های کشتارجمعی علیه دشمنان و تظاهر به حمایت از انقلاب های عربی چیزی جز خدعه و دورویی از سوی کاخ سفید بیش نیست. اگرچه که این سیاست ممکن است در برخی مواقع کارساز باشد و نتیجه ای که آمریکا از آن انتظار داشته باشد، به دست آید. همچنین تهدید و ترور رهبران کشورهای مخالف از جمله ابزار استکبار جهانی است و نمونه بارز آن را می توان در اتهامات وارد شده به «عمر حسن البشیر» رئیس جمهور کنونی سودان مشاهده کرد که چگونه با استفاده از ابزار حقوق بشر و با توسل به دادگاه لاهه که وابسته به سازمان ملل است حکم بازداشت وی صادر می شود.همه این ها باعث شده است که از هر زمان دیگری دست آمریکا بیشتر از گذشته رو شود و بر این اساس مشروعیت قانونی خود را در بین مردم ستمدیده جهان از دست بدهد. با نگاهی به دهه های گذشته و بررسی عملکرد بین المللی آمریکا، متوجه می شویم که آمریکا واقعاً همانطور که شایسته اوست، به کشور حامی تروریسم در جهان معاصر تبدیل شده است. اما در برابر نسل حاضر، هم اکنون مسئولیت سنگینی وجود دارد، مسئولیتی که می تواند این نسل جنبش بیداری اسلامی را که اهمیت آن کمتر از ساقط کردن رژیم های دیکتاتوری و مستبد نیست را به عنوان نسل رهبری کننده جهان معرفی کند. این نسل بیداری اسلامی با نگهداری و پاسداشت ارزش های به دست آمده خواهد توانست، آینده جهان را رقم بزند و آن را از رکود و سستی موجود رهایی بخشد. موانع پیش رو اما قضیه به این سادگی نیست که گفته می شود، بلکه گذشت زمان و کسب تجربه های جدید، قدرت استکبار را افزون تر و قوی تر کرده است. غرب با استفاده از تجارب گذشته رویکرد جدیدی برای استفاده از ابزارهای پیشرفته سیاست در قرن حاضر کسب کرده است که در شرایط فعلی پیچیدگی خاصی را داراست. مثلا در جریان انقلاب 25 ژانویه مصر، آمریکا و غرب با چرخشی ناگهانی، خود را حامی و طرفدار انقلاب و خواسته های مردم نشان داده و حمایت خود را از حقوق بشر و آزادی اعلام می کند، در حالی که تا دیروز دیکتاتور سرنگون شده در آن کشور، نزدیک ترین و مورد اعتمادترین مهره برای آنها به شمار می رفت. یا اینکه در جریان انقلاب 14 ژانویه تونس، دولت سارکوزی که تا آخرین لحظه از رژیم «زین العابدین بن علی» حمایت می کرد، پس از ساقط شدن وی در جهت تأمین منافع بلندمدت خود، اقدام به برقراری تماس هایی با رهبران احزاب انقلابی و رهبران کشور کرده تا یک استراتژی جدید را پایه گذاری کند. به هر حال حرکت خزنده آمریکا و غرب برای تسلط دوباره بر ملت های مسلمان تنها از طریق هشیاری رهبران کشورهای در حال انقلاب امکان پذیر است. جوانان به عنوان پیشتازان صف اول انقلابیون در کشورهای اسلامی باید متوجه توطئه دشمن باشند و فریب شعارهای آنها مانند حقوق بشر و آزادی را نخورند. در این راستا اشاره به عملکرد آمریکا در طول قرن گذشته و سال های منتهی به قرن حاضر بسیار مفید به نظر می رسد. آمریکا و غرب نشان داد که نه تنها به آزادی و حقوق بشر احترامی قائل نیست بلکه در جایی که لازم بداند، هزاران نفر را برای منافع خود قربانی می کند. در این باره می توان به فاجعه بمباران اتمی شهر «هیروشیمای» ژاپن در سال 1945 اشاره کرد. با این تفاصیل چطور غرب می تواند مدعی نجات انسان ها از رژیم های دیکتاتوری و سوق دادن آنها به سوی آزادی و حقوق بشر باشد، در حالی که خود آن را بارها زیر پا گذاشته و افراد و انسان های زیادی در این راه را قربانی امیال خود کرده است. این کارنامه سیاه، نشان می دهد که اقدامات استکبار برای ادعای رهبری جهان در نزد افکار عمومی جهان نمی تواند قابل قبول باشد و او تنها توانسته است با استفاده از برتری نظامی و مالی اهداف خود را با زورگویی پیش ببرد. در خاورمیانه فعلی نیز اوضاع به همین گونه است و برخلاف ادعای آمریکا و غرب مبنی بر اینکه امنیت و صلح را در منطقه برقرار کرده است، نسل جوان در کشورهای اسلامی باید بداند که این چنین نیست و هنگامی که سردمداران کاخ سفید، وزارت خارجه، وزارت دفاع، سیا و کنگره آمریکا از انقلاب در جهان اسلام حمایت می کند، منظور دیگری دارد و در واقع ترسیم کردن یک استراتژی جدید برای تسلط بر منابع و ثروت آنها است. تا به این وسیله همچنان منافع شرکت های بزرگ نفتی، کارتل های فروش سلاح و درآمدهای نظام سرمایه داری تأمین شود. بر این اساس تصمیم می گیرند که مهره آنها در کشور مصر یا تونس همچنان باشد یا نباشد و این موضوع حائز اهمیت به نظر می رسد که استراتژی جدید آمریکا در جهان اسلام و خاورمیانه همانند گذشته بر پایه دروغ، خدعه و ایجاد نفاق و ضربه زدن به انقلاب و مقاومت مردم شکل گرفته است. با این دیدگاه است که می توان تحرکات گروه های ضدانقلاب داخلی و خارجی در کشورهایی که بیداری اسلامی در آنها شکل گرفته است را زیرنظر داشت که چگونه برای به دست آوردن وضعیت سابق با کمک آمریکا و غرب تلاش می کنند. ایالات متحده آمریکا، غرب و اسرائیل از ابتدای بیداری اسلامی تاکنون به خوبی به این موضوع واقف شده است که جهان اسلام لقمه آسانی برایش نیست و هر آن ممکن است هیمنه آن را درهم بریزد. متأسفانه همانطور که تاریخ نشان داده است، قدرتمندان از گذشته عبرت نگرفته و با استفاده از ابزار زور همچنان درپی ادامه سلطه خود بر جهان هستند. آمریکا و هم پیمان آن در ناتو اکنون منطقه خاورمیانه را برای به راه انداختن جنگ بزرگی آماده کرده اند و استقرار سامانه موشکی موسوم به «سپر موشکی» در ترکیه که جز با هدف زورگویی و تسلط بر ملل مسلمان و شکستن مقاومت آنها، چیز دیگری را دنبال نمی کند می توان در این راستا ارزیابی کرد. با این حال وجدان های آگاه حتی در خود اردوگاه استکبار امروزه بر ضد این رفتار ظالم مابانه آمریکا و اروپا به پا خاسته و با به راه انداختن اعتراضات گسترده مخالفت خود را با سردمداران کشور شان اعلام کرده اند. نمونه آن را می توان در شکل گیری جریانی به نام «وال استریت را اشغال کنید» جست وجو کرد که چگونه به سرعت توانست کشورهای زیادی را در قاره آمریکا و اروپا تحت تأثیر خود قرار دهد. غرب که تا پیش از این فکر می کرد با ایجاد بحران در خارج از جغرافیای سیاسی خود می تواند از مشکلات داخلی فرار کند و منافع بلندمدتی برای خود به دست آورد، اکنون خود گرفتار بحران های وحشتناک سیاسی و اجتماعی شده است. بحران مالی به وجود آمده در حوزه پولی «یورو» از جمله آن است که ماه ها است فکر و ذهن سردمداران این قاره را به خود مشغول کرده است. با اینکه اتحادیه اروپا و در رأس آن فرانسه و انگلیس تاکنون دو بار اقدام به کاهش نرخ بهره بدهی های بانکی کرده اند باز هم نقشه آنها به شکست انجامیده است و خطر از هم پاشیدن این اتحاد، بیش از پیش نمایان شده است. قیام های مردمی در «یونان، اسپانیا، ایتالیا و پرتغال»، تاکنون به سرنگونی پنج تن از نخست وزیران کارکشته اتحادیه اروپا منجر شده است و اکنون دولت های اروپایی از به هم زدن پیمان معاهده پولی یورو و استفاده مجدد از واحد پولی خود سخن به میان می آورند، چیزی که می تواند بیش از هر زمان دیگر بقای این اتحادیه را با خطر اضمحلال روبه رو کند. هم چنین ورود آمریکا به این بحران و اعزام وزیر خزانه داری ایالات متحده به اروپا نیز نه تنها نتوانست از ابعاد آن بکاهد بلکه دورنمای سیاهی از آینده سیاسی و اقتصادی را برای مردم قاره اروپا رقم زده است. نتیجه اینکه کسانی که ادعای نجات بشریت و حمایت از آزادی را دارند، حتی اجازه کوچکترین اعتراض را به مردم خود نمی دهند و با کوچک ترین انتقاد به وحشتناک ترین ابزار سرکوب متوسل می شوند. [ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
طبق توافق و برنامه قرار است تا ساعاتی دیگر، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بازرسی دورهای از مراکز هستهای کشورمان، وارد ایران شوند. در آستانه این سفر، آمانو، مدیر کل آژانس، در گفتوگو با شبکه بیبیسی ضمن اعتراف به همکاری خوب ایران با آژانس و اشاره به اینکه در بازرسی از مراکز هستهای ایران انحراف به سمت ساخت سلاح هستهای مشاهده نشده، مجدداً این موضوع بحثبرانگیز را مطرح کرد که برای ما مشخص نشده که آیا ایران همه مراکز هستهایاش را به ما معرفی کرده است یا خیر؟ این ادعای آمانو از نوع ادعاهایی است که هیچگاه پاسخ دلخواه پیدا نمیکند، مگر زمانی که مدعی به دلخواه بودن پاسخ، اعتراف کند. ویژگی این ادعا آن را برای آمانو و قدرتهایی که از آمانو میخواهند اینگونه سخن بگوید، به سلاحی تبدیل کرده تا هر زمان آن قدرتها اراده کردند، آمانو آن را علیه ایران بهکار گیرد و این در حالی است که ایران حدود پنج سال پیش در قالب مدالیتهای به تمام پرسشهای مورد نظر آژانس پاسخ داد و مدیر کل وقت آژانس در اینباره با ایران به توافق کامل رسید و در حال حاضر، این توافقنامه جزو اسناد آژانس است. بازگشت ادبیات مدیرکل فعلی آژانس به ادبیات دوره مدالیته، تمامی توافقات با آژانس را مخدوش و اعتبار آن را ساقط و ادامه همکاریها را بیمعنی میکند. در چنین وضعیتی، آژانس نیازمند اثبات اعتبارش است، آژانس باید به طریقی قانعکننده، ثبات نظرات و توافقاتش را تضمین کند و تا زمانی که آمانو از کشورهای زورگو و انحصارطلب دستور میگیرد، چنین چیزی امکانپذیر نیست. با تقسیم مشروعیت آژانس به مشروعیت نفس آژانس بهعنوان یک سازمان بینالمللی و مشروعیت تصمیمات آژانس و تبلیغ درباره اینکه نفس آژانس مشروعیت دارد؛ اما تصمیمات و رفتار آژانس به سبب تأثیرپذیری از کشورهای انحصارطلب در مواقعی مشروعیت ندارد، میتوان با کمک کشورهای همراه، بر آژانس فشار آورد تا واقعبینانهتر عمل کند و از مطالبات نامشروع و غیرقانونی این کشورها فاصله بگیرد. [ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
نگاهی به روند فعالیتهای جریان فتنه و اصلاحطلبان تندرو نشان میدهد که این جریان همگام با تجویز غرب برای ایجاد چالش امنیتی در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، بار دیگر رجوع به دستورالعملهای جین شارپ را در دستور کار قرار دادهاند و مشغول عملیاتی ساختن پارهای از آنها هستند. فتنهگران که پیش از این، پیامی را از غرب برای ایجاد چالش امنیتی در انتخابات آتی ایران دریافت کردهاند، در حال عملیاتی ساختن اقداماتی هستند که کاملاً مطابق با دستورالعملهای جین شارپ است. اولین مورد این تأسی فتنهگران به دستورالعمل جین پارپ را در وضعیت کنونی باید برگرفته از دستورالعمل ۱۲۴ وی، یعنی «تحریم انتخابات» دانست. مسئلهای که فتنهگران و جمعی از اصلاحطلبان داخلی و خارجی بهصراحت بیان میکنند. [ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در ستون "یادداشت روز" این نشریه، گرانی سکه و ارز را ماموریت کسانی دانست که میگفتند امروز در شعب ابیطالب قرار داریم و هدف از آن را تسلیم شدن در برابر فشارهای آمریکا خواند. متن این یادداشت که (5/11/90) و با عنوان «چه کسانی تحریم را بزک می کنند ؟!» به چاپ رسیده به شرح زیر است: شاید با اولین نگاه به یادداشت پیش روی، کیهان را به «بدبینی»! متهم کنید ولی شواهد و قرائن موجود تردیدی باقی نمی گذارد - و یا، دستکم این احتمال را قوت می بخشد- که افزایش بی رویه و جهشی قیمت سکه و دلار طی چند هفته و مخصوصاً چند روز اخیر پروژه ای هماهنگ با تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا بوده است و جریانی همسو با اصحاب فتنه که چندان هم ناشناخته نیست با افزایش مصنوعی بهای سکه و دلار و نهایتاً افزایش پرشتاب قیمت سایر کالاها، در تلاش بوده است تا آثار تحریم نفتی جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و سپس اتحادیه اروپا را سنگین و پرآسیب جلوه دهد! این در حالی است که نه فقط محاسبات سیاسی و اقتصادی از بی فایده بودن تحریم های یاد شده خبر می دهند بلکه شمار قابل توجهی از صاحبنظران و اقتصاددانان بلندآوازه غربی نیز برکم اثر بودن تحریم نفتی ایران و زیان متقابل و بیشتر آمریکا و اروپا از تحریم های اخیر تأکید می ورزند. و اما، جریان مرموز مورد اشاره با کلید زدن این پروژه چه مقصودی را دنبال می کند و کدام هدف نهایی را نشانه رفته است؟! بخوانید؛ 1- روز 24 اسفند ماه سال 1363، هنگامی که خطیب جمعه تهران- رهبر معظم انقلاب- خطبه دوم نماز را آغاز کرده بود، بمب قوی و پرقدرتی که در یک زیرانداز جاسازی شده و به زمین چمن دانشگاه تهران راه یافته بود، با صدای مهیبی در میان جمعیت فشرده نمازگزار منفجر شد. در پی این انفجار 14 تن از نمازگزاران به شهادت رسیده و 88 تن دیگر مجروح شدند. بی اثر بودن این انفجار در حضرت آقا و جمعیت نمازگزار و ادامه خطبه دوم که حماسه ای ماندگار بود، حدیث دیگری است بیرون از محدوده این نوشته محدود. نگارنده در آن نماز جمعه توفیق حضور داشتم و تنها صدایی که بعد از انفجار در فضا طنین انداز شد، فریاد الله اکبر جمعیت بود. بعد از پایان خطبه ها و آغاز نماز و در حالی که امام جمعه به قنوت رکعت دوم مشغول بود - تقریباً نیم ساعت بعد از انفجار -هواپیماهای عراقی از راه رسیدند. شلیک پیاپی توپ های ضدهوایی با صدای انفجار بمب ها و راکت هایی که جنگنده های عراقی- مانند همیشه- بی هدف روی شهر فرو می ریختند، در هم آمیخته بود و جماعت بی آن که کمترین نشانه ای از وحشت و اضطراب در آنان دیده شود به ادامه نماز مشغول بودند. ماجرای نماز جمعه آن روز، همان شب با تقدیر جانانه امام راحل(ره) از صلابت حضرت آقا- امام جمعه و رئیس جمهور وقت- و شجاعت نمازگزاران روبرو شد. و اما، عاملان بمب گذاری پس از دستگیری اعتراف کردند که قرار بود بمب کارگذاری شده هنگامی منفجر شود که هواپیماهای عراقی برای بمباران تهران به فراز شهر رسیده باشند! یکی از افسران برجسته استخبارات ارتش بعثی- اطلاعات ارتش عراق- نیز بعد از اسارت توضیح داد که تهدیدهای پی درپی صدام درباره بمباران نماز جمعه تهران با ناکامی روبرو شده بود و برای جبران این ناکامی قرار بود بمب کارگذاری شده در نماز جمعه، همزمان با حضور هواپیماهای عراقی برفراز شهر تهران منفجر شود تا این انفجار به حساب بمباران هوایی نوشته شده و نشانه تأثیر عملی تهدیدهای صدام درباره بمباران نمازجمعه تهران باشد. 2- تحریم های اقتصادی، سیاسی و به کارگیری اهرم های فشار علیه جمهوری اسلامی ایران، تازگی ندارد بلکه از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به طور بی وقفه و در مقیاس گسترده با آن روبرو بوده ایم اما به گواهی آنچه پشت سر نهاده ایم، تحریم های گسترده و فشارهای بی وقفه و پیوسته نه فقط ایران اسلامی را وادار به تسلیم در مقابل باج خواهی آمریکا و متحدانش نکرده است بلکه دستاوردهای عظیم و فراوان علمی و تکنولوژیک را نیز در پی داشته است که فناوری هسته ای، نانوتکنولوژی، ورود به باشگاه فضایی، دستاوردهای بزرگ در عرصه تولید تجهیزات پیشرفته نظامی و... تنها بخشی از نمونه های مثال زدنی و آشکار آن است. بنابراین به نوشته روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای تودی»، گزارش سالانه «آمریکن اینترپرایز» و اعتراف بی پرده - بخوانید دردمندانه- مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل- INSS - و دهها نمونه مشابه دیگر که شرح آن به درازا می کشد، «تهدیدی که پیوست عملیاتی نداشته باشد و یا طرف مقابل- ایران- قادر به مقابله با آن باشد، نه فقط «تهدید» نیست، بلکه برای جمهوری اسلامی ایران یک «فرصت» تلقی می شود.» در گزارش خبری امروز کیهان به نمونه هایی از اعترافات دشمنان بیرونی درباره ناکارآمدی تحریم نفتی اخیر اشاره شده است که از تکرار آن خودداری می ورزیم. و از دو بند فوق تنها به این نتیجه بسنده می کنیم که حریف از موثر بودن تحریم ها در مقیاس «آسیب جدی»! و یا به قول خانم هیلاری کلینتون «فلج کننده»! ناامید است و از سوی دیگر چنانکه اشاره خواهیم کرد، «تهدید» تنها گزینه ای است که پیش روی دارد. بنابراین وقتی «تهدید» تنها گزینه باشد و این گزینه، نیز آسیب جدی نداشته و قابل دور زدن و مقابله باشد، به آسانی می توان نتیجه گرفت دشمن به «حرکت» و «اقدامی» نیاز دارد که تحریم را جدی و اثرگذار جلوه دهد. 3- نزدیک به 3 هفته قبل -14/10/90- در بخش پایانی یک یادداشت با عنوان «چه کسی فریاد زد؟!» آورده بودیم؛ «اوباما و تیم اقتصادی او با استناد به نظرات کارشناسی اقتصاددانان برجسته آمریکایی با امضای مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا برای تحریم بانک مرکزی ایران به شدت مخالف بودند و رئیس جمهور آمریکا بعد از فشارهای پی در پی لابی صهیونیست ها -آیپک- نهایتا قول داد که تصمیم نهایی درباره امضای این مصوبه را بعد از پایان تعطیلات سال نو مسیحی اتخاذ خواهد کرد ولی ناگهان در آخرین ساعات سال 2011 و قبل از شروع تعطیلات و در حالی که مشغول گذران تعطیلات در جزایر هاوایی بود، طرح یاد شده را امضاء کرد. پرسش این است که در این فاصله چه اتفاقی افتاده بود که اوباما را با عجله به امضای مصوبه تحریم بانک مرکزی ایران کشاند؟! نفرمائید که فشار نئومحافظه کاران، رقبای انتخاباتی و آیپک، علت عجله اوباما و امضای ناگهانی طرح مورد اشاره بوده است! چرا که این فشارها پیش از آن نیز وجود داشت. پس علت عجله اوباما را کجا می توان جستجو کرد؟! اگر کیهان را به بدبینی متهم نکنید به نظر می رسد که آمریکا به اقدامی از درون ایران چشم امید دوخته بود ولی در این فاصله، اتفاقی افتاده است که چشم طمع دشمن را کور کرده است. این اتفاق که از اقتدار و هوشیاری مثال زدنی ایران اسلامی حکایت می کند چه بوده است؟! و کدام آرزوی دشمن را دود کرده و به هوا فرستاده است؟!» و اکنون به سوالی که در یادداشت 14/10/90 بی پاسخ گذاشته بودیم پاسخ می دهیم که برخی از ساده انگاران در پی توهم پراکنی شماری از اطرافیان خویش، شرایط کنونی کشور را با دوران «شعب ابیطالب» مقایسه کرده و راه برون رفت از آن را، گشودن باب مذاکره با آمریکا دانسته بودند! بی آن که بدانند و قادر به درک این نکته بدیهی باشند که درگیری جمهوری اسلامی ایران با آمریکا یک درگیری ماهوی است و از ماهیت طرفین درگیر ریشه می گیرد. با این توضیح که تاکید ایران به اسلام ظلم ستیز، استقلال طلب و آزادی خواه در تقابل با ماهیت مستکبر، خون ریز و غارتگر آمریکاست و آمریکا که از تقابل و تخاصم سی و چند ساله خود با ایران اسلامی طرفی نبسته است و امروزه از الگو شدن انقلاب اسلامی برای ملت های مسلمان منطقه به شدت آسیب دیده است، مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد و در پی آن است که بلافاصله بعد از آغاز مذاکره، این رخداد را برای ملت های مسلمان منطقه فاکتور کرده و خطاب به آنان در شیپورهای تبلیغاتی خود بدمد که اگر ایران اسلامی را به عنوان «الگو» برگزیده اید و نسخه انقلاب اسلامی را پیش روی خود دارید، جمهوری اسلامی ایران نیز بعد از سی و چند سال مقاومت، چاره ای جز رویکرد به آمریکا نداشته است! متاسفانه برخی از ساده اندیشان- درخوشبینانه ترین حالت- آمریکا را در فلان سریال تلویزیونی می بینند که در آن برای نجات یک گربه از درون چاه، 3 فروند هلی کوپتر امداد به کار گرفته شده است!! آمریکا را باید در افغانستان و عراق و غزه و گوانتانامو و ابوغریب و مصر و تونس و لیبی تا چند سال قبل و مخصوصا ایران قبل از انقلاب اسلامی دید و... و اما، در پی پاسخ قاطع و کوبنده حضرت آقا به اینگونه برداشت های گمراه کننده و پیشنهادهای برخی از افراد مرعوب و خودباخته، بود که رئیس جمهور آمریکا را با ناامیدی به امضای مصوبه مجلس نمایندگان این کشور برای تحریم بانک مرکزی ایران کشانید. مصوبه ای که ابتدا و تا قبل از پاسخ قاطع و قدرتمندانه حضرت آقا- حفظه الله تعالی- به شدت با آن مخالف بود. گفتنی است «درخواست مذاکره»، محور اصلی- بخوانید اصلی ترین محور- در پیام شفاهی اخیر اوباما به مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران بود و انصراف ایران از بستن تنگه هرمز، محور دیگری از آن پیام بود که نشاندهنده «پاشنه آشیل» آمریکا و متحدان اروپایی آن و صلابت باور شده ایران اسلامی است. 4- اکنون به آسانی می توان حدس زد آمریکا و متحدانش بعد از ناکامی در پروژه یاد شده که شکستن الگوی ایران اسلامی و حذف آن از میدان دید و عمل ملت های مسلمان منطقه، اصلی ترین هدف آن بوده است، چه راه کاری را پیش روی داشته اند؟ الف: تحریم نفتی ایران؟! این پروژه که به اعتراف صریح آمریکایی ها و اروپایی ها ناممکن است و در صورت عملیاتی شدن، بیشترین و جدی ترین آسیب آن متوجه آمریکا و اتحادیه اروپا خواهد شد. کشورهای دوسوی اقیانوس اطلس که به گفته برژینسکی در شورای راهبردی آتلانتیک- 12 دسامبر 2011 در واشنگتن- بیرون از ضریب ایستادگی و آستانه تحمل آمریکا و اروپای بحران زده است. همین جا پرسشی در میان است و آن، این که چرا اتحادیه اروپا در مصوبه اخیر خود، زمان اجرا و عملیاتی شدن تحریم نفتی ایران را به 6 ماه بعد- ژوئیه 2012- موکول کرده است؟! چرا؟! پاسخ را از مجموعه آنچه مقامات و رسانه های آمریکایی و اروپایی طی چند روز گذشته بر زبان و قلم آورده اند بشنوید؛ اول:تحریم نفتی ایران، شوک بزرگی در پی دارد و اروپای بحران زده با شرایط سخت مالی و اقتصادی خود تحمل پذیرش این شوک بزرگ را ندارد. دوم: تحریم نفتی ایران، قیمت نفت را به گونه ای تصاعدی و جهشی افزایش خواهد داد و این افزایش قیمت منحصر به نفت ایران نخواهد بود. جهش قیمت نفت برای اقتصاد بحرانی اروپا یک کابوس وحشتناک و پدیده ای شکننده است. سوم: اگرچه عربستان تعهد کرده است با افزایش صادرات نفتی خود، پی آمد تحریم نفتی ایران را پر کند ولی این اعلام آمادگی در حد و اندازه یک بلوف قابل ارزیابی است. چهارم: تنها 17 تا 18 درصد از نفت ایران به اروپا و عمدتا 4 کشور اسپانیا، یونان، فرانسه و ایتالیا صادر می شود و این 4 کشور در شرایط اقتصادی شکننده ای قرار دارند. یونان با 1000 میلیارد یورو بدهی، ایتالیا با 1400 میلیارد بدهی، فرانسه با مشکل بزرگ طلب های غیرقابل وصول از یونان و اسپانیا با اقتصاد ورشکسته، کسری بودجه کلان و... روبرو هستند و از سوی دیگر، سایر کشورهای اروپایی نیز، در بحران شدید مالی به سر می برند و قادر به جبران خسارات فراوانی که در صورت تحریم نفتی ایران به4کشور یاد شده وارد می شود، نخواهند بود. پنجم: پالایشگاههای 4 کشور اسپانیا، فرانسه، یونان و ایتالیا، برای تبدیل نفت وارداتی به فرآورده های نفتی، نظیر بنزین، گازوئیل و... متناسب با «نفت ایران» ساخته شده است و جایگزین نفت ایران، مستلزم تغییر اساسی در ساختار پالایشگاهها است که در بحران مالی کنونی کشورهای یاد شده اگر ناممکن نباشد، با صرف هزینه های کلان همراه است. ششم: تحریم نفتی ایران می تواند بستن تنگه هرمز را در پی داشته باشد. گفتنی است که مطابق کنوانسیون های 1958 ژنو و 1982 جامائیکا، بستن تنگه هرمز، حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است و حتی انجام ایست و بازرسی کشتی های عبوری می تواند، افزایش جهشی قیمت نفت، نرخ بیمه، اخلال در ارسال اسلحه و مهمات به کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه و... را در پی داشته باشد. هفتم: یکی از اهداف اصلی تحریم نفتی ایران، آنگونه که خانم اشتون، روز یکشنبه هفته جاری اعتراف کرد، کشاندن جمهوری اسلامی ایران به پای میز مذاکره است و این اقدام می تواند مذاکرات هسته ای را متوقف کند و توقف مذاکرات در حالی که ایران به پیشبرد برنامه های هسته ای خود ادامه می دهد، امتیاز دیگری است که به الگوی ایران اسلامی برای ملت های منطقه افزوده می شود. هشتم: آمریکا و متحدانش می دانند که عملیاتی کردن تحریم نفتی برای ایران اسلامی، آسیب جدی در پی نخواهد داشت ولی با تعویق اجرای آن به 6 ماه بعد در پی آنند که به خیال خود از این «مشت بسته» به عنوان یک اهرم برای حمایت از عوامل خود در انتخابات مجلس نهم استفاده کرده و جمهوری اسلامی ایران را به تائید صلاحیت وطن فروشان مدعی اصلاحات ترغیب کنند! و... تمامی این شواهد و نمونه ها حکایت از آن دارند که تحریم نفتی ایران در عمل ناممکن است و جمهوری اسلامی دهها اهرم قدرتمند برای مقابله با آن را در اختیار دارد. 5- از آنچه گذشت می توانیم به این نتیجه منطقی برسیم که اولا؛ تحریم نفتی ایران ناممکن و یا دستکم، بسیار کم اثر است. ثانیا؛ پی آمدهای آسیب رسان آن برای تحریم کنندگان به مراتب بیشتر از آسیب های احتمالی برای ایران است. ثالثا؛ آمریکا و متحدانش به تهدید نیاز دارند و رابعا؛ این تهدیدها زمینه ای برای پذیرش از سوی ایران ندارند. حالا به صدر یادداشت پیش روی باز می گردیم و این پرسش را مطرح می کنیم که آیا تنها راه پیش روی آمریکا و متحدانش برای موثرنشان دادن تحریم ها، این نیست که در داخل کشور به ایجاد یک «فضای کاذب» از افزایش قیمت ها دست بزنند و سپس ادعا کنند این افزایش جهشی قیمت ها پی آمد تحریم هاست؟! دقیقا و در مقیاسی بزرگتر از همان ماجرای انفجار بمب در نمازجمعه تهران؟! آیا افزایش غیرطبیعی و پرشتاب بهای سکه و دلار که افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات را از چند هفته قبل و مخصوصا طی چند روز گذشته در پی داشته است، همان ماموریت نیست؟ اگر هست - که هست- این ماموریت را چه کسانی و یا کدام جریانات برعهده گرفته و عملیاتی کرده اند؟! پاسخ این سوال چندان دشوار نیست. چه کسانی شرایط کنونی کشور را با دوران شعب ابیطالب مقایسه می کردند؟ و راه برون رفت را در گشودن باب مذاکره با آمریکا می دانستند؟! که با خروش مقتدرانه حضرت آقا روبرو شدند. چه کسانی از یکسو به افزایش مصنوعی قیمت سکه و دلار دامن می زدند و از سوی دیگر به گونه ای حسابشده، این افزایش قیمت را به حساب ایستادگی مردم و نظام در مقابل زورگویی ها و باج خواهی های آمریکا و متحدانش معرفی می کردند و مثلا اینکه اگر سپاه از بستن تنگه هرمز سخن به میان نیاورده بود یا اگر دانشجویان انقلابی خشم مقدس خود را علیه آمریکا و انگلیس مهار کرده بودند و یا... قیمت سکه و دلار افزایش نمی یافت؟! و بگذریم از مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور که جای خالی آنها در این ماجرا محسوس است! 6- و بالاخره؛ حالا که قرار است تحریم نفتی ایران از 6 ماه دیگر عملیاتی شود. چرا از هم اکنون؛ صدور نفت به کشورهای اروپایی را متوقف نکرده و مشتریان پای کار و فراوان دیگری را که آماده خرید هستند جایگزین نکنیم؟ چرا نباید از همین امروز با استناد به مواد 14 تا 23 کنوانسیون 1958 ژنو و مواد 17 تا 37 کنوانسیون جامائیکا، ابتدا ایست و بازرسی کشتی های عبوری تنگه هرمز را که از سال 1991 داوطلبانه متوقف کرده بودیم، از سر نگیریم؟ و در مرحله بعد، از حق مسلم خود برای بستن تنگه هرمز به روی کشتی های متعلق به کشورهای تحریم کننده نفت ایران استفاده نکنیم؟ [ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ احمد ترابی ]
دو روز پیش، نمایندگان کشورهای اروپایی در نشست بروکسل درباره تحریم واردات نفت ایران به توافق رسیدند و یک روز بعد، کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، قانون تحریمهای جدید این اتحادیه علیه ایران را به 27 کشور عضو اتحادیه اروپا ابلاغ کرد. بنا بر شواهدی، یکی از مشوقهای اروپا برای این تصمیم، وعدههای عربستان به جایگزینی نفت ایران بود که شرکتهای اروپایی آن را نمیپذیرند و معتقدند عربستان نمیتواند جای خالی ایران را در بازار انرژی اروپا پر کند. براساس جلسه دو روز پیش، کشورهای اروپایی موظف شدند از هر گونه توافق نفتی جدید با ایران خودداری کنند؛ ولی واردات نفت از ایران تا زمان قطع کامل در آغاز ماه جولای(تیر) ادامه خواهد یافت. ظاهراً این فرجه حدوداً شش ماهه به دو علت است: 1- سه کشور بحرانزده اقتصادی اروپا یعنی ایتالیا، اسپانیا و یونان که در بین کشورهای اروپایی بیشترین واردات نفت از ایران را دارند، چند روز پیش برای واردات نفت از ایران قرارداد بستند . 2- اینکه توافقکنندگان این تحریم، فرصت بیشتری برای ارزیابی ابعاد و پیامدهای آن داشته باشند و چنانچه متوجه شدند توانایی تحمل پیامدهای آن را ندارند، موضوع را به شکل دیگری تغییر دهند و همچنین به کشورهای عضو اتحادیه اروپا فرصت دهند تا برای نفت ایران جایگزین مطمئنی پیدا کنند. با توجه به اینکه 18 درصد صادرات نفت ایران به اروپاست و از آن مقدار، حدود 70 درصد یعنی تقریباً معادل 13 درصد از کل صادرات ایران به اروپا، به سه کشور مذکور است، ایران مشکل خاصی ندارد و میتواند از این فرصت حدود شش ماهه استفاده کند و برنامهریزی جدید و کلانی داشته باشد. بهنظر میرسد چهار محور اصلی از برنامهریزی جدید ایران میتواند عبارت باشد از: 1- خصمانه تلقی کردن رفتار اروپا که براساس آن باید پاسخ دقیق و سنجیده در نظر گرفته شود؛ مانند کاهش سطح روابط و یا حتی قطع روابط با برخی از آنها. 2- چنانچه عربستان برای تأمین نیاز نفت اروپا جایگزین ایران شد، بهعلت عدم نیاز به چنین صادراتی، رفتار آنها نیز باید خصمانه محسوب و به شکل مقتضی پاسخ داده شود. 3- بازارهای جدید و مطمئن، شناسایی شود تا جایگزین اروپا گردد. 4- برای برخورد با پیامدهای منفی تبلیغاتی و مهار این حرکت که اقتصاد ایران را هدف گرفته، تدابیر صحیحی اتخاذ شود. [ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ احمد ترابی ]
حلقه انحرافی با افزایش فشارهای داخلی بهدنبال پیدا کردن راهی برای گفتوگو با آمریكاست. بر این اساس، گفته میشود منحرفان با علم به اعمال فشارها و تحریمهای بیشتر اقتصادی غربیها علیه جمهوری اسلامی، فشارهای اقتصادی داخلی را نیز عمداً ایجاد كردهاند، تا با ایجاد تصویر تأثیرگذاری شدید تحریمها بر اقتصاد كشور، طوری وانمود کنند که تنها راه پیش رو، کنار آمدن با آمریکاست! بر این اساس، آنها با دستاویز قرار دادن نامه اخیر اوباما كه در آن بهصراحت از خواسته آمریكا برای مذاكره با ایران سخن گفته شده است و در كنار ترویج شایعه درگیری نظامی در آینده، مذاكره با آمریكا را تنها راهحل برای خروج از این بحران ساختگی عنوان كردهاند. این حلقه منحرف بهشدت میكوشد، از طریق گشودن باب مذاكره با ایالات متحده، عملاً خود را قهرمان ملی معرفی كند و در عرصه بینالمللی نیز برای خود وجههسازی كند. [ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ احمد ترابی ]
پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 25 ژانویه 2012 (5 بهمن) در مقالهای به تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران پرداخت و نوشت:... گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 25 ژانویه 2012 (5 بهمن) در مقالهای به تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران پرداخت و نوشت: اقدامات اتحادیه اروپا در توافق برای تحریم نفتی ایران، اقدامی نابخردانه بوده است. همواره مهم است که به یاد داشته باشیم پیشنهاد این تحریم، اعلان جنگ اقتصادی اتحادیه اروپا علیه ایران به شمار میرود که در ابتدا نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه، آن را پیشنهاد کرد. بهانه رسمی اتحادیه اروپا برای جنگ اقتصادی، «نگرانیهای جدی و فزاینده در مورد برنامه هستهای ایران» اعلام شده است. در ادامه مقاله آمده است: اتحادیه اروپا از راهبرد خود یا بهتر بگویم از جنگ اقتصادی خود به عنوان تنها راه جلوگیری از «هرجومرج در خاورمیانه» دفاع میکند. با وجود این، جنگ اقتصادی ممکن است به جنگی تمامعیار منجر شود که بهلحاظ نظری شاید هدف جلوگیری از بروز این وضعیت است؛ اما در عمل پیامدهای ناخواستهای در انتظار چنین سیاستهایی است. در عین حال، اقدام ایران برای بستن تنگه هرمز نیز نگرانیهای جدی بهوجود آورده است. ایران بارها گفته است که در صورت تحریم صادرات نفتی خود، اقدام به بستن تنگه هرمز خواهد کرد. تغییر رژیم در ایران دستورکار واقعی آمریکا و دستنشاندههای اروپایی آن است. از پنج واردکننده اصلی نفت ایران، چهار کشور، آسیایی هستند: چین و هند که قدرتهای اقتصادی نوظهورند و ژاپن و کرهجنوبی که متحدان آمریکا بهشمار میروند. منصفانه است که استدلال کنیم تمام این واردکنندهها در صورت بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، به طور جدی آمریکاییها و اروپاییها را مقصر بدانند. در پایان مقاله آمده است: اتحادیه اروپا بر راهبرد «مسیر دوگانه» خود در قبال ایران پافشاری میکند که در عمل به معنای فشار بر ایران از طریق تحریمها و در نهایت، وادار کردن ایران به توقف غنیسازی اورانیوم و آمدن این کشور به سر میز گفتوگوست. بنابراین هنگامی که رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا از «ارزش راهبرد مسیر دوگانه در قبال ایران» سخن میراند، دیپلماتهای واقعبین در سراسر جهان، مضحک بودن آن را درک میکنند. در واقع، این راهبرد، مشوقی برای ایران برای آغاز مجدد گفتوگوها بهشمار نمیرود. همچنین باوجود فشارهای متعدد دولت اوباما بر قدرتهای آسیایی از جمله ژاپن و کرهجنوبی برای تحریم نفت ایران، آنها به دلیل نیاز به نفت ایران حتی بیشتر از غرب، همچنان واردات نفتی از ایران را ادامه میدهند. [ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ احمد ترابی ]
سایت «فردا» نوشت: روزنامه كویتی الدار، طی یادداشتی به نقش رهبر انقلاب در جریانات سیاسی و مذهبی پرداخت و نوشت: آیت الله امام خامنه ای رهبر انقلاب ایران نقش بزرگی را در منطقه خاورمیانه ایفا می كند. از جمله نقش های ایشان در این منطقه حفظ استقرار و ثبات منطقه و از بین بردن فتنه های مذهبی است. برای مثال فتوای ایشان هنگام بی احترامی «یاسر الحبیب» به عایشه و تحریم بی احترامی به همسران پیامبر و اصحاب ایشان فتوایی بود كه مورد تحسین همه مسلمانان قرار گرفت و از آن تجلیل كردند؛ زیرا موجب تقویت وحدت و همبستگی اسلامی شد و این دلیلی بر نقش ایشان در از بین بردن فتنه ها است. موضع گیری های دیگر ایشان هم نشان دهنده شجاعت ایشان است از جمله، حمایت از جنبش های انقلابی اسلامی مانند حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در غزه برای حذف رژیم صهیونیستی، زیرا ایران و حزب الله و حماس و جهاد در یك ایدئولوژی مشتركند و آن، محو رژیم صهیونیستی از نقشه است تا همه منابع شرارت ها با آن از بین بروند. ایران در این حمایت خود میان جنبش های شیعی و سنی تفاوتی قائل نشده و از تمام جنبش های آزادی خواهانه حمایت كرده و با این نوع حمایت، وحدت اسلامی را به شكل صحیح رعایت كرده است. این روزنامه افزوده است: آیت الله امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی همچنین نقش بزرگی در مبارزه با قدرت های بزرگ داشته؛ زیرا ترسیم كننده خط مشی سیاست خارجی ایران بنا بر قانون اساسی ایران، رهبر است. ایشان از سال 2005 رو در روی شورای امنیت صهیونیستی ایستاده و ذره ای از مواضع خود در از سرگیری گفت وگو با كشورهای صهیونیستی به خصوص در برنامه هسته ای كوتاه نیامده، زیرا هدف آنها از متوقف كردن این برنامه، تأمین امنیت ملی صهیونیست ها است. آنها از این می ترسند كه برنامه هسته ای ایران به یك برنامه نظامی تبدیل شده و موجب تهدید امنیت رژیم صهیونیستی بشود كه از زمان سرنگونی شاه با ایران درگیر است. ایشان همچنین در مسئله سوریه و توطئه علیه نظام اسد، نقش مهمی در حمایت از این نظام مقاوم و پشتیبانی رسانه ای و معنوی از آن ایفا كرد. هدف ایشان از این حمایت، تقویت محور مقاومت با مركزیت ایران و سوریه و مقاومت لبنان و فلسطین بوده است؛ زیرا با سقوط نظام مقاوم سوری، محور مقاومت عزت و كرامت را به امت اسلامی و عربی برگردانده و تمام این دوره ها مایه فخر اسلام و مكتب اسلام و همانند مدرسه است كه هر انسان آزاده ای كه مخالف آمریكا باشد از آن درس می گیرد. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
ابوعمار؛ اولین شهید اسلام [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
در خصوص اداره جنگ در دوران دفاع مقدس این موضوع مطرح است كه آیا افرادی كه به عنوان فرمانده به اداره جنگ می پرداختند، سواد كلاسیك دانشگاهی و نظامی را برای این موضوع داشته اند یا خیر؟ لذا در ستون یك پرسش این هفته سعی داریم از زبان «دكتر حسن عباسی» كارشناس مسائل استراتژیك و رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز (اندیشكده یقین) به این پرسش پاسخ دهیم. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
پیامبر اعظم می فرمایند: هر كس بشارت رسیدن اول ربیع را به امت من بدهد من بشارت بهشت را به او میدهم. حلول ماه ربیعالاول ایام شادی و سرور اهلبیت علیهالسلام بر همه مسلمین جهان مباركباد. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
ارادهی قوهی قضائیه در پیگیری و برخورد با مجرمان این پرونده متأثر از ارادهی کلی نظام است که مخالف هرگونه مماشات و اغماض است. گماردن فردی مثل آقای محسنی اژهای با تجربه و سلامت کافی که تحتتأثیر و نفوذ قرار نگیرند و همچنین آقای نکونام با سابقهی روشن و حمایت جدی رئیس قوهی قضائیه از ارادهی قاطع برای پیگیری خبر میدهد ولی نتیجهگیری نهایی مستلزم همکاری سایر قوا به ویژه دولت است که خط قرمز اعلام نکند و با دستگیری متهمان در هر پستی که باشند، برخورد سیاسی نکرده و آن را نقض عدالت و انصاف تلقی ننماید. پروندهای که در این سطح مستلزم همکاری گسترده و بیقید و شرط میباشد که متهمان را مصون از پیگرد قانونی ندانسته و با اتکاء به حمایتهای احتمالی از بیان واقعیتهای مربوط به این فساد طفره نروند. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
آنچه مسلم است این باند قدرتطلب با مارک انحراف به میدان نخواهد آمد و چه بسا مارک یا شعاری ارزشی و انتصاب خویش به ولایت و یا جانفدایی برای دولت خدمتگزار واردات به آقای احمدینژاد را پوشش قرار دهد و دیگران از جمله گروهها و نهادهایی که نسبت به خطر انحراف این باند قدرتطلب روشنگری نمودهاند به انحراف متهم شوند. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
رژیم صهیونیستی که در سالیان اخیر بارها طعم تلخ شکست را در برابر حزبا... و حماس کشیده و در تحولات اخیر منطقهی خاورمیانه حامیان سیاسی منطقهای خویش مثل رژیم مبارک در مصر را از دست داده و با بیداری اسلامی در محیط منطقهای و اعتراضات داخلی مواجه است، این تهدیدات را برای روحیه بخشیدن به نیروهای امنیتی و نظامی خویش از یکسو و همراهی با سناریوی آمریکا برای تصاعد بحران و جدی جلوه دادن خطر درگیری و جنگ از سوی دیگر برای متقاعد نمودن اعضای شورای امنیت برای صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی، صورت میدهد. والّا صهیونیستها میدانند که حملهی آنان به مراکز هستهای جمهوری اسلامی نه تنها نمیتواند فناوری هستهای کشورمان را از بین ببرد بلکه مجوز پاسخی دندانشکن علیه صهیونیستها خواهد بود که به تعبیر یک روزنامهنگار آن رژیم، پس از آن آمریکاییها باید سران تلآویو را با ویلچر از منطقه خارج و با موجودیت رژیم صهیونیستی خداحافظی نمایند. خنثیسازی چنین تهدیداتی مستلزم انجام اقداماتی دیپلماتیک از یکسو و انسجامبخشی و وحدت تمامی نیروها به نفع اقتدار نظام و آمادگیهای دفاعی برای بازدارندگی از سوی دیگر است. به علاوه از آنجا که این تهدید سخت برای نتیجهگیری در عرصهی جنگ نرم و ایجاد هراس در مردم و ایجاد شکاف بین حاکمیت و دولت است، تبیین و روشنگری پیرامون موضوع میتواند ابعاد روانی و تبلیغاتی آن را که با هدف تأثیرگذاری بر افکار و مدیریت ادراک دنبال میشود، نیز خنثی نمود. [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
تظاهرات مردم آمریکا از سی روز قبل بانام "وال استریت را اشغال کنید" در شهر نیویورک آغاز شده و با وجود فشارهای پلیس همچنان ادامه دارد. خشونت اعمال شده از سوی پلیس آمریکا اعتراضات جهانی و احتمال خشونت متقابل مردم را هم افزایش داده است و... جنبش ضدوال استریت چیست؟ جنبش " وال استریت را اشغال کنید " ، متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . اولین نشانه ظهور این جنبش به روز 17 سپتامبر باز می گردد که تعدادی از فعالان در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد . این گروه از دو هفته پیش با جمع شدن در نزدیکی وال استریت و دعوت از مردم برای پیوستن به آنها، قصد داشتند مطالبات خود را به گوش دولتمردان برسانند.این گروه از مردم شهرهای دیگر آمریکا هم دعوت کردهاند تا برای عوض کردن برخی از مناسبات اقتصادی و سیاسی به خیابانها بروند. از آن جمله دعوتهایی است که از مردم بوستون و واشنگتن شده است. در واشنگتن، سازماندهندگان از مردم خواستهاند بر ضد لابیگرهای سیاسی به خیابانها بروند. دعوتی که در هفته اول با استقبال چندانی از سوی پایتخت نشینان آمریکایی روبهرو نشد اما در شهرهای بوستون، شیکاگو و سان فرانسیسکوی امریکا مردم با برپایی تظاهرات، به حرکت جنبش "اشغال وال استریت" پیوسته اند. همچنین فعالان امریکایی قصد دارند به منظور اعلام همبستگی با اعتراضات وال استریت، جنبش اعتراضی "اشغال لس آنجلس" را آغاز کنند. وال استریت قلب اقتصادی آمریکا که نماد اقتصاد سرمایهداری محسوب می شود به مرکز مبارزه جوانان معترض علیه کاپیتالیسم تبدیل شده است.16 روز پیش رسانهها از تجمع هزاران آمریکایی معترض به نظام مالی فاسد در این کشور که به اعتقاد آنها عامل اصلی بحران اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در آمریکاست، در نزدیک وال استریت، قلب اقتصادی این کشور، نماد اقتصاد سرمایه داری آمریکا خبر دادند. 16 روز پیش رسانهها از تجمع هزاران آمریکایی معترض به نظام مالی فاسد در این کشور که به اعتقاد آنها عامل اصلی بحران اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در آمریکاست، در نزدیک وال استریت، قلب اقتصادی این کشور، نماد اقتصاد سرمایه داری آمریکا خبر دادند. شرکت کنندگان در این تظاهرات اعلام کردند قصد دارند تمام شب را به اعتراض خود ادامه دهند و از دیگر مردم آمریکا خواستند که در روزهای آینده به آنها بپیوندند. معترضان آمریکایی که در این تظاهرات شرکت کرده بودند، شعارهایی چون "دموکراسی، نه سرمایهداری سازی" و "به حاکمیت اغنیا و ثروتمندان پایان دهید" سر دادند و این روز را "روز خشم آمریکا" نامگذاری کردند. اما والاستریت کجاست و چرا مردم آمریکا این نقطه را برای اعتراضات خود انتخاب کردهاند و چرا با وجود تظاهرات بدون خشونت معترضان پلیس این کشور سعی دارد به هر وسیلهای به این اعتراضات پایان دهند. وال استریت کجاست؟ وال استریت (Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محلهٔ منهتن کلانشهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا. ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی است و همچنین مرکز بزرگترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور در این منطقه قرار دارد. در طول زمان، نام وال استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفتهاست. جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال استریت، به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، قسم یاد کرد. همچنین کلیسای تاریخی «ترینیتی» در تقاطع این خیابان و خیابان برادوی قرار دارد. ماهیت عجیب و سازمانی وال استریت در طی قرن 19 میلادی توسعه یافت و در دهه 1840 بیشتر ساکنان این خیابان به دلیل تجمع شرکتها از این محل نقل مکان کردند. روزنامه مشهور اقتصادی وال استریت ژورنال، نام خود را از «خیابان وال استریت» وام گرفتهاست. از اینرو فروپاشیدن وال استریت جز به این معنا نمیتواند باشد که نظام اقتصادی آمریکا یعنی نظام سرمایهداری فرو خواهد ریخت. به عقیده تحلیلگران، اعتراضات والاستریت نتیجه مستقیم رکود اقتصادی آمریکاست که از سال 2007 آغاز شد. افزایش بیکاری در جامعه، کاهش دستمزدها و مشکلات فراوان اقتصادی جامعه آمریکا و ناتوانی دولتمردان در عمل به وعدههای خود به همراه سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، شرایط را به نقطهای رسانده که تحمل آن را برای مردم این کشور غیرممکن ساخته است.(6 [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
|
![]()
| |